Thursday, June 30, 2011

من و دوست ِ چیپسم - Sep 19, 2010


یه چیپس ِ نمک دریایی بود
از تو پاکت برش داشته بودم
اومدم ببرمش تو‌ی حلقم
بعد دیدم اِ
رو کمرش یه خال داره
گفتم
این خال ِ چیه؟ مادرزادیه؟
گفت آره و اینا، باید برش دارم و اینا، دکتر اینا سراغ داری و اینا؟
گفتم آره که دارم. بیا  بریم دکتر.

چیپس خودش یه چُسه‌ست. خالش یه میکرو چُسه‌ست، پس. اصن واحد ِ شمارش ِ چیپس، چُسه‌ست.
مثلاً می‌گن، یه چُسه چیپس خوردم همه‌ش، لذا گشنمه.
بعد دکتر خالش رو برداشت. با لیزر، چیپسه می‌گفت لیزر و اینا. دُکی گفت کمپوت آناناس بخور برات خوبه، البته چیپسه میل نداشت، منم پول نداشتم، نخریدم.
هیچی دیگه ما الان بعد ِ چن سال داریم با خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کنیم، فردا هم وقت سونوگرافی داره چیپسی‌جونی. اسم ِ بچه‌مون اگه دختر شد می‌شه چیپس و سه، اگه پسر شد می‌شه شصت و چیپس.

No comments:

Post a Comment