Thursday, June 30, 2011

دوازده آگست دوهزار و ده - Oct 19, 2010


اصن می‌دونین من چی می‌گم هیچ؟
بعله درسته
من هیچی نمی‌گم
دیگه تموم شد
این از من
لام تا کام
از این میز صدا در بیاد
از منم صدا در می‌آد
اصن تارای صوتیمو سر ِ صُب ورداشتم قیچی کردم
ما قیچی داریم تو کابینت
باش نون می‌بُریم
من که نه
من وامیستم یه گوشه، به تماشا
بابام می‌گه دستت می‌شکنه؟
مامانم می‌گه خسته نشی
داداشمم می‌گه این اصن به هیچ دردی نمی‌خوره
اما به خّدا
من واسه رو طاقچه خوبم
منو بزارین رو طاقچه
پزمو بدین به رفقاتوون
بگین
طاقچه‌مونو نیگا کنین؟
کردین؟
اونا می‌گن بله، بله؛ چه طاقچه‌ای ماشالّا
بعد شما بگین
حالا دکورشو نیگا کنین؟
ایزنت دت جاست پرتی؟
بعد اونا می‌گن که من د گریتست ثینگ دت دی اِوِر سین هستم
بعد شما به خودتون افتخار می‌کنین

ضمن این‌که تمرین زبان هم کرده‌این در این اثنا‌عشر

No comments:

Post a Comment